أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

186

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

داشت ، از ميان برد . بدين ترتيب بار ديگر حكومت عباسى به رهبرى ابوجعفر منصور استوار گرديد . « 1 » عباسيان در مكه زمانى كه دولت عباسى در مكه استقرار يافت ، سرى بن عبدالله ، حاكم پيشين را دوباره بر آنجا گماشتند ؛ اما در سال 146 عزل شد و جاى او را عبدالصمد بن عبدالله ، عموى منصور گرفت . عبدالصمد آگاه بود كه انديشهء علوىگرى با مرگ نفس زكيه از بين نرفته است ؛ به همين دليل آماده براى نبرد با اين تفكّر شد . وى شنيد كه سديف بن ميمون ، شاعر مكى ، يكسره مردم را بر ضد عباسيان دعوت مىكند . وى همو بود كه زمانى هم مردم را بر ضد امويان بر مىانگيخت . عبدالصمد از شعر سديف در هجو منصور آگاه شد . شعر اين بود : از روى ستم در كشتار مردم افراط كردى * دستت را نگاه دار كه مهدى آن را خواهد پوشاند پرچمى حسنى حتماً به سوى تو خواهد آمد * كه پرخروش است و يك حسنى رهبرى آن را خواهد داشت عبدالصمد خبر آن را براى منصور نوشت و خليفه دستور داد تا طرفداران اين انديشه را تحت فشار قرار داده و سديف را هم زنده زنده دفن كند كه او همچنين كرد . ولايت عبدالصمد تا سال 149 يا 150 به درازا كشيد . ابن ظهيره امارت او را تا سال 157 مىداند . عبدالصمد از عجايب مخلوقات بود . وى با همان دندان‌هايى كه اولين بار درآورده بود تا پايان عمر زندگى كرده و فك پايين او يك تكه بود . محمد بن ابراهيم امام ، والى بعدى مكه بود كه تا سال 158 حكومت كرد . اين همان سالى است كه منصور در آن [ و در شهر مكه ] درگذشت .

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 9 ، ص 259 .